باسمه تعالی



« شرف المکان بالمکین »



      این یک سخن نغز و پرمحتوایی است که غالبا علما و صاحب نظران امور اجتماعی از آن در تحلیل امور مدیریت ومسائل اجتماعی استفاده می کنند . معیار بسیار محکم و قابل استدلالی است که در انتصابات و انتخابات مسئولین اجتماع باید معیار و ملاک عمل تصمیم گیرندگان قرار گیرد. فرق نمی کند تصمیم گیرندگان عموم مردم باشند و با رأی خود کسی را برکرسی بنشانند یا مدیران ارشد باشند که در سلسله مراتب سازمانی مدیران تحت فرمان خود را منصوب می کنند.معنی این سخن زیبا این است که : «برتری یک جایگاه به کسی است که در آن قرار گرفته است» به عبارت دیگر انسانهای قرار گرفته در جایگاه ها هستند که به آن ارزش می بخشند.این جایگاهها ممکن است محل تولد و زندگی یک فرد باشد،یا مکان تحصیل او،یا مکان شهادت و مرگ یک فرد و یا می تواند منصب و شغل انتخابی یا انتصابی باشد. دراین مقال مقصود مناصب،مشاغل و جایگاههای قدرت و مسئولیت است. ناگفته پیداست که این مطلب یک وجه سلبی نیز داراست. به عبارت دیگر در برخی مواقع قرار گرفتن افراد نالایق ، ناشایست و ناتوان در جایگاههای ارزشمند اجتماعی شأن و اعتبار این جایگاهها را زیر سئوال می برد.



      برخی ها فکر می کنند این پست و مرتبه اجتماعی است که به انسان فضیلت و برتری می بخشد . بر اساس این دیدگاه انسانهائی محترم هستند که داری پست منصب باشند . حالا این پست و مرتبه و قدرت را چگونه احراز کرده اند مهم نیست . همین که کسی صاحب منصب شد و در سلسله مراتب قدرت جایگاهی را تصاحب کرد می شود عزیز و قابل احترام . از اینجاست که نظام شایسته سالاری جای خود را به رابطه سالاری می دهد . انسانهای مزور و چاپلوس جان می گیرند . میدان مکاره ای از معاملات پشت پرده سازمان می یابد و دلالان قدرت و ثروت حسابی دور بر می دارند و سودهای کهکشانی به جیب می زنند و حتما لازم نیست این سود براساس ریال محاسبه شود . همین قدر که آنان براساس درصدی از کل آنچه عاید صاحب منصبان می شود شریک باشند کافی است . از فردا سیل تلفن ها ،یادداشتها، سفارش مهمانی های پرهزینه و غالبا با هزینه متقاضیان کار و مجوز و ... به وفور در برنامه کاری اینگونه مسئولان، صاحب منصبان و وکلا قرار می گیرد . برخی افراد دلال که شاید تا امامزاده محله هم نرفته باشند ، می شود « حاجی » هنوز دوره تکمیلی نهصت سوادآموزی را تمام نکرده اند می شوند  آقای دکتر و هنوز متراژ خانه خودشان را بلد نشده  می شوند مهندس . اینان دفتر یادداشتی زیر بغل می زنند و کیف دیپلماتی بر دست می گیرند و به مانند سفرا خرامان راه می روند و بادی درغبغب می اندازند . با تلفن همراهشان در مواقع مقتضی بازی می کنند و و زنگ های تلفنش هر چند از ناحیه عیال باشد با زنگهای متفاوت نواخته می شود . ادبیات شفاهی آنان در محاورات و مکالمات روز مزه با رنگ فیس و افاده نقاشی می شود . بسته های رنگارنگ و در ابعاد مختلف از اطعمه و اشربه به در دولت منزلشان فرستاده می شود و یخچال و فریزرشان از میوه فصل سرشار می گردد .



   



آنچه گفته شد قسمتی از وجنات و رفتارهای مشمئز کننده اطرافیان است. صاحب منصبان ناشایست و بعضا غاصب وضعیت اخلاقی و رفتاری بسیار بدتری خواهند داشت. برای مدتی سوار بر اسب سرکش قدرت خدا را بندگی نخواهند کرد. کلام خود را برترین سخن و نوشته خود را قانون و تشخیص خود را صائب دانسته و بقیه همترازان وآحاد مردم را وسیله ای برای ارتقا وابقا و سکوی پرتاب خود قرار داده و به حفظ قدرت به هر بهائی در تقلا خواهند بود.این قسمتی از آنچه در حوزه فکر و اندیشه این گروه از صاحبان مقام می گذرد،است. این طرز تلقی از قدرت و اثرات ناشی از سیطره قدرت در رفتارهای اجتماعی و منش اینگونه از افراد جلوه های بسیار زشتی دارد. به هنگام ورود به مجالس و محافل برای نشستن صدر مجلس را برمی گزینند. دیگران را ناچار می کنند از جای خود بلند شوند و بدون تعارف برجای او می نشینند.برای ارزیابی رفتار دیگران دقایقی ایستاده و به اطراف نگاه می کنند تا ایستادگان را از نشستگان تشخیص دهند تا سر فرصت زهر چشمی از نشستگان بگیرند. در مجالس رسمی و اداری در ردیف اول و معمولا در کنار مقامات ارشد برای خود دنبال صندلی می گردند و در صورت عدم امکان، میزبان را به بی عرضگی متهم و با رفتارهای زننده نظم مجلس را برهم می زنند. چنانچه در کنداکتور یک همآیش،سمینار،شورای اداری و غیر اداری و هر برنامه رسمی و غیر رسمی برای او برنامه سخنرانی گذاشته نشده باشد و جلوتر از بقیه به پشت تریبون دعوت نشود کل برنامه را زیر سئوال  می برد.

       در حین اجرای برنامه های کلان و استراتژیک به جای نقش آفرینی در کیفیت و مصوبات به فکر گرفتن عکس از زوایای مختلف و مقامات ارشد می باشند. از این آلبوم تصاویر برای مقاصد تبلیغاتی بهره می برند.

      حاصل  این همه رفتارهای سخیف و بی محتوا نشانگر شخصیتی است که فاقد هرگونه مبنای اعتقادی و تربیت معنوی و رشد اجتماعی است. آثار زیانبار این شخصیتها و رفتارها در افکار عمومی زیر سئوال رفتن جایگاههاست . جایگاههائی که به مردم تعلق دارند .

ابراهیم محمدلو – دانشجوی دکترای مدیریت





در تاریخ : پنجشنبه، 10 شهريور ماه، 1390
نویسنده:admin
(4146 مشاهده)
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]