بوی گلستانم آرزوست

باسمه تعالی

« بوی گلستانم آرزوست »

  همزمان با فرا رسیدن خزان طبیعت نوبت به بهار علم ودانش می رسد. مهر سرآغاز خیزشی تازه در کالبد جامعه است تا با دمیدن روح عاطفه، اندیشه و ادب بر لطافت آن بیافزاید.اما بنظر می رسد مدتی است نزدیک شدن به بازگشائی مدارس در روزهای پایانی شهریور آن دلچسبی سالهای گذشته را ندارد. نمی دانم تا چه حد دیگر خوانندگان محترم نشریه با من موافقند اما من می خواهم از احساس خود بگویم. فکر می کنم به عنوان فردی که تمام عمر و جوانی خود را وقف تعلیم و تربیت نموده و و در این راه از بسیاری از لذائذ مادی دیگر مشاغل گذر کرده تا طعم ماندگار تبادل فکر و اندیشه را در محیط کلاس و مدرسه بچشد و از قد کشیدن و سرافرازی جوانان برومند احساس مفید بودن کند، بتوان این برداشت را پذیرفت.

  تمام آن سالها را به شفافی تصاویر آئینه در مخیله ام بارها به تماشا نشسته ام. دوازه سال تحصیل در مدرسه و سی سال خدمت در مدرسه سرمایه گرانقدری است که پایانی را بر آن تصور نمی کنم. وقتی وارد نیمه دوم شهریور می شدیم روزها و ساعات چرخش عجیبی داشت. بی صبرانه آنها را می شمردم. اشتیاق وصل به رودخانه زلال معنویت و عاطفه ای که در بستر مدارس جاری بود. هر دو حالت لذت غیر قابل وصفی داشت. چه زمانی که قرار بود تحت تعلیم مربی تن و روان به جریان در حال تکامل علم و ادب بسپارم یا زمانی که تمام داشته هایم را در طبق اخلاص قرار داده و در جهت پویائی فکر و اندیشه آینده سازان این مرز و بوم نمایم.

 به نظر می رسد که مدتی است مدارس ما آن تازگی معنوی خود را از دست داده اند. در آستانه مهرگان دیگر هیاهوی همیشگی برای استقبال از بهار دانش و معرفت به چشم نمی خورد. دانش آموزان  و دانشجویان دیگر همچون سالهای گذشته خانواده های خود را برای تمهید مقدمات آغاز سالتحصیلی تحت فشار قرار نمی دهند. مدیران ما از آماده سازی مدارس صرفاً به رنگ آمیزی کلاسها بسنده می کنند. و دست اندرکاران آموزش و پرورش فقط و فقط بلدند بسازند و بریزند و دوباره طرحی نو و تکرار آزمایش و خطائی که جزء اتلاف منابع هنگفت انسانی و مادی عایدی ندارد.

 چه بر سر مدارس ما و دانش آموزان ما آمده است؟ ما و ماهای دیگر تا چه اندازه در بی روح شدن وماشینی عمل کردن دستگاه تعلیم و تربیت مقصریم. چرا این دستگاه انسان ساز دیگر انسان الهی تولید نمی کند؟ تا کی بر اساس آزمایش و خطا خواهیم ساخت و به هم خواهیم ریخت؟ آیا دستگاه تعلیم و تربیت ما مشکل ساختاری دارد؟ آیا مشکل در نیروهای انسانی آن است؟ روشهای تربیتی و تعلیمی مان تا چه حد به روز و کارآمد است؟ واقعاً در منابع مادی مشکل داریم؟ اقتصاد آموزش و پرورش ما تا چه حد بهره وری دارد؟

 این سئوالات و هزاران سئوال دیگر ذهن هر انسان علاقمند به سرنوشت کشورو دستگاه تعلیم و تربیت را جولانگاه خود قرار داده است. نکته اساسی این است که جریان تعلیم و تربیت یک حرکت بی وقفه است. چه بخواهیم و چه نخواهیم در بستر زمان این جریان حرکت خود را ادامه خواهد داد. چه ساختارهایمان جوابگوی این روند باشد یا نباشد جریان آموزش و پرورش به شکل رسمی و غیر رسمی راهی را از میان موانع خواهد گشود و پیش خواهد رفت. بستر نامناسب به اضافه پسماندهای تربیتی خانواده ها در کنار اوضاع فرهنگی فراسیستمی نا مناسب ماهیت زلال دانش و عاطفه را آلوده خواهند ساخت.

  برخی اشتباهات وجود دارد که به لحاظ تأثیر حیاتی شان در سرنوشت یک قوم وملت قابل بخشش نیستند. به نظر می رسد برخی تغییرات در قوانین، ساختارها، روشها، محتوای کتب درسی، برنامه های آموزشی، آیین نامه های اجرائی و تخصیص منابع از پشتوانه تحقیقی و پژوهشی کافی برخوردار نیستند. دراینکه تغییرات جزء لاینفک حیات بشری در دنیای معاصر در حال تکامل است، شکی نیست. مع الأسف نداشتن یک تصویر مشخص از آنچه می خواهیم انجام دهیم و نداشتن یک آدرس معین از مقصدی که می خواهیم برسیم هزینه های هنگفت مادی و معنوی بر ما تحمیل می کند. ما که زمانی با شعار زمزمه محبت می خواستیم طفلان گریز پای را جمعه نیز به مکتب آوریم اینک ناچاریم پنجشنبه را هم تعطیل کنیم تا همه از ما راضی باشند. اسلاف ما دود چراغ می خوردند و قرنها  بر اریکه استادی دانش و معرفت دنیا حکمرانی می کردند اینک نوادگانشان را چه شده است که غذای پاستوریزه و بهداشتی می خورند اما هیچ نشانی از آن گذشته گهربار در رتبه بندیهای جهان علم ندارند.

  در رتبه بندی جهانی دانشگاههای کشور ما هیچ سهمی در بین 400 دانشگاه اول دنیا نداریم. از این حیث بر اساس مقیاس رتبه بندی موسسه رده بندی سایماگوSRI وابسته به مرکز اسناد علمیElsevierدر سال 2010 میلادی بهترین دانشگاه ایران «دانشگاه تهران» با رتبه 474  و «دانشگاه صنعتی شریف» با رتبه 546 قرار گرفته است.

زمانی که از این همه کتاب و منبع معتبر و انواع و اقسام کتب کمک درسی خبری نبود و موسسات تجاری –آموزشی هنوز متولد نشده بودند و این همه هزینه نمی شد تیم های المپیادی ما رتبه های سه گانه اول تا سوم را تصاحب می کردند.

یکی از موفق ترین عملکردهای تیمی ایران در سال 1376 رقم خورد. در آن سال تیم ایران با کسب 5 مدال طلا و یک مدال نقره رتبه سوم جهان را از آن خود کرد.در حالی که در سال 89، تیم ایران با شرکت 6 نفر از دانش آموزان خود توانست 4 مدال نقره و 2 برنز را کسب کند ولی به دلیل عدم اعلام سایر کشورها، امکان رتبه بندی وجود نداشت.

  تیم فیزیک ایران در سال 84، با کسب 2 طلا و 1 نقره و 2 برنز، مقام ششم را کسب کرد. در سال بعد (85)، طلاها به 1 مدال کاهش و نقره هابه 4 مدال افزایش یافت و تیم به دو پله پایین تر (هشتم) نزول کرد. در سال بعد، تقریبا همان رتبه تکرار شد. (هفتم شدیم) ولی در سال 87، تیم فیزیک ایران تنها 5 مدال برنز آورد و در جهان، بیست و هفتم شد. سال 88 نیز با وجود 3 نفره و 1 برنز و دیپلم افتخار، رتبه ای برای تیم در نظر گرفته نشد.همچنین تیم المپیاد فیزیک ایران در مسابقات 2011 هلند با کسب 5 مدال نقره توانست جایگاه یازدهم چهل و دومین المپیاد جهانی فیزیک را به دست آورد.راستی بر سر این تیم چه آمده است؟

تیم المپیاد شیمی ایران در سال 2011با کسب دو مدال طلا، یک مدال نقره و یک مدال برنز، به مقام چهارم مسابقات جهانی آنکارا دست یافت.این در حالی است که تیم المپیاد شیمی در دوره های گذشته نتایج بسیار درخشانی کسب کرده اند از جمله در هر دو رده بندی فردی و تیمی در مسابقات بین المللی شیمی نتایج درخشانی در کارنامه خود دارد. از این نتایج می توان به کسب رتبه اول تیمی در المپیادهای جهانی در سال های ۱۹۹۵در چینو ۱۹۹۶در روسیه، رتبه دوم تیمی در سال های ۲۰۰۱در هندو ۲۰۰۳در یونان، رتبه سوم تیمی در سال های ۱۹۹۷در کانادا، ۱۹۹۹در تایلندو ۲۰۰۵در تایوان، نفر اول جهان در سال ۱۹۹۵و نفر سوم جهان در سال های ۱۹۹۵-۱۹۹۷اشاره کرد.وضعیت در بقیه تیم ها هم با اندکی تفاوت مشابه وضعیت مذکور است.

نکته غیر قابل انکار این است که در پیدایش وضعیت دشوار پیش آمده در حوزه تعلیم و تربیت همه نهادها و دستگاههای رسمی و غیر رسمی مسئولند. ولیکن آموزش و پرورش به عنوان نهاد رسمی متولی تعلیم و تربیت بیش از دیگران در مظان پرسش است.   برخی تصمیمات در ساختار آموزش و پرورش به سرعت باطل می شوند. برخی از این تصمیمات در گامهای نخستین اجرا از ناحیه منابع انسانی آموزش و پرورش با مقاومت مواجه می شود. اینها همه نشان می دهد که ستادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر دچار نوعی بیگانگی از جریان رسمی و غیر رسمی آموزش و پرورش شده اند. نکته بسیار ارزشمندی در میان معلمان مصطلح است. این نکته تا حدودی نظام ارشدیت را تأکید و تأیید می کند. برخی معلمان معتقدند برای انتخاب معلم باید بهترین تحصیلکردگان را استخدام کرد. برای انتخاب مدیر یک مدرسه باید به سراغ معلمان موفق رفت. در انتخاب مدیران کل آموزش و پرورش هم از حیث تحصیلات و هم از حیث تجارب دارندگان بالاترین حد نصاب را در نظر گرفت و قس علی هذا.

سال تحصیلی 1391- 1390 در حالی آغاز می شود که در برنامه آموزشی مدارس در روزهای واپسین تعطیلات بنابر مصوبه شورایعالی آموزش و پرورش کشور تغییرات عمده ای ایجاد شده است. کاهش در ساعات درسی و به تبع آن کاهش یک روز از فعالیت مدارس و در نتیجه به هم ریختن همه آنچه که در قالب سازماندهی دبیران انجام گرفته بود و برنامه هفتگی که در مدارس نوشته شده بود. تغییرات عمده ای که در کتب درسی انجام گرفته و محتوای جدیدی که هنوز در اختیار دبیران قرار نگرفته است. تغییرات عمده ای که در پذیرش داوطلبان دانشگاهها با توافق آموزش و پرورش و سازمان سنجش انجام گرفته و به شکل شفاف برای دانش آموزان سال آخر یا پشت کنکوری اطلاع رسانی نشده است. فقدان یک برنامه جامع تربیتی و نیروی انسانی ورزیده ای که بتواند جوانان کشور را برای رویائی با تحولات شگرف علمی و فرهنگی دنیا مواجه سازد از نگرانی های اساسی دلسوزان آموزش و پرورش می باشد.

 





ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 18 مهر ماه، 1390 توسط admin  پرینت

مرتبط باموضوع :

 بهترینهای اسفند92 و فروردین93  [ دوشنبه، 1 ارديبهشت ماه، 1393 ] 1611 مشاهده
 اعلام نتایج امتحانات ( اطلاعیه شماره 2)  [ سه شنبه، 16 خرداد ماه، 1391 ] 2741 مشاهده
 ستارگان درخشان پژوهش در سال تحصیلی 90-89  [ دوشنبه، 31 مرداد ماه، 1390 ] 8586 مشاهده
 برنامه امتحانی بزرگسالان در خردادماه 91  [ چهارشنبه، 27 ارديبهشت ماه، 1391 ] 5075 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب